بنیاد بلاکچین سور

بلاکچین سور، یک بلاکچین عمومی برای پیاده سازی قراردادهای هوشمند برای استفاده‌ی سازمان‌های بزرگ و شرکت‌ها و انواع کسب و کارها و استارتاپ‌ها و اشخاص حقیقی و نیز نهادهای غیر انتفاعی می‌باشد.

قراردادهای هوشمند

قراردادهای هوشمند ابزار پیاده‌سازی انواع برنامه‌های هدفمند روی بلاکچین است

مزایای بلاکچین سور

پایداری شبکه

یکی از مشکلات در بعضی از بلاکچین‌های قراردادهای هوشمند، عدم پایداری شبکه و برگشت خوردن بدون دلیل بعضی از تراکنش‌ها است. 
بلاکچین سور از نظر پایداری همردیف معتبرترین بلاکچین‌های جهانی است و از این نظر در رتبه‌ی بالایی قرار دارد.

تراکنش‌های محرمانه

به طور معمول در بلاکچین‌های قرارداد هوشمند امکان ثبت تراکنش‌های محرمانه وجود ندارد.
در بلاکچین سور این امکان به طور پیش‌فرض وجود دارد که بعضی قراردادهای هوشمند به طور محرمانه ثبت شوند و تراکنش‌های آن قراردادها برای عموم قابل مشاهده نباشد.

تعداد تراکنش زیاد در واحد زمان 

متن ساختگی با تولید سادگی نامفهوم از صنعت چاپ و با استفاده از طراحان گرافیک است چاپگرها و متون بلکه روزنامه و مجله در ستون و سطرآنچنان که لازم است و برای شرایط فعلی تکنولوژی مورد نیاز و کاربردهای متنوع با هدف بهبود ابزارهای کاربردی می باشد

هزینه‌ی تراکنش پایین

یکی از مشکلات بلاکچین‌های عمومی برای پیاده‌سازی قراردادهای هوشمند، زیاد بودن هزینه‌ی تراکنش است.

هزینه‌ی تراکنش در قرارداد هوشمند سور بسیار ناچیز است. وجود هزینه‌ی ناچیز بیز به این دلیل است که تراکنش‌های غیر واقعی یا اسپم در شبکه تولید نشود.

ادیسون در سنبن پیری پس از اختراع چراغ برق یکی از ثروتمندان آمریکا به شمار می رفت و درآمد سرشارش را تمام و کمال در آزمایشگاه مجهزش که در ساختمان بزرگی قرارداشت، هزینه می کرد. این آزمایشگاه بزرگترین عشق پیرمرد بود.

در همین روزها بود که نیمه های شب از اداره آتش نشانی به پسر ادیسون اطلاع دادند، آزمایشگاه پدرش در آتش می سوزد و حقیقتا کاری از دست کسی بر نمی آید و تمام تلاش ماموران فقط جلو گیری از گسترش آتش به سایر ساختمان ها است. آنها تقاضا داشتند که موضوع به نحو قابل قبولی به اطلاع پیرمرد رسانده شود.

پسر با خود اندیشید که احتمالا پیرمرد با شنیدن این خبر سکته می کند و لذا از بیدار کردن پیرمرد منصرف شد و خودش را به محل حادثه رساند و با تعجب دید که پیر مرد در مقابل ساختمان آزمایشگاه روی یک صندلی نشسته است و سوختن حاصل تمام عمرش را نظاره می کند.

پسر تصمیم گرفت جلو نرود و پدر را آزار ندهد. او می اندیشید که پدر در بدترین شرایط عمرش بسر می برد.
ناگهان پدر سرش را برگرداند و پسر را دید و با صدای بلند و سر شار از شادی گفت: پسر تو اینجایی! می بینی چقدر زیباست! رنگ آمیزی شعله ها را می بینی؟ حیرت آور است! من فکر می کنم که آن شعله های بنفش به علت سوختن گوگرد در کنار فسفر به وجود آمده است! وای! خدای من، خیلی زیباست! کاش مادرت هم اینجا بود و این منظره زیبا را می دید. کمتر کسی در طول عمرش امکان دیدن چنین منظره زیبایی را خواهد داشت. نظر تو چیه پسرم؟

پسر حیران و گیج جواب داد: پدر تمام زندگیت در آتش می سوزد و تو از زیبایی رنگ شعله ها صحبت می کنی؟ چطـور می توانی؟ من تمام بدنم می لرزد و تو خونسرد نشسته ای؟

پدر گفت: پسرم از دست من و تو که کاری بر نمی آید. مامورین هم که تمام تلاششان را می کنند. در این لحظه بهترین کار لذت بردن از منظره ایست که دیگر تکرار نخواهد شد!
در مورد آزمایشگاه و بازسازی یا نو سازی آن فردا فکــر می کنیم. الان موقع این کار نیست. به شعله های زیبا نگاه کن که دیگر چنین امکانی را نخواهی داشت.

توماس آلوا ادیسون سال بعد مجددا در آزمایشگاه جدیدش مشغول کار بود و همان سال یکی از بزرگترین اختراع بشریت یعنی ضبط صدا را تقدیم جهانیان نمود. آری او گرامافون را درست یک سال پس از آن واقعه اختراع نمود.

با شما در ارتباط هستیم